تب شدید .انگار بیماری ول کن تو نیست که نیست؟!
از دوشنبه شب حسابی تب کردی بمیرم برات تشنج ها از یه طرف تب 40 درجه از طرف دیگر و بیقراری من از طرف دیگه دوشنبه شب من خودم خیلی خیلی حالم بد بود چشمامو که میبستم سرم گیج میرفت.شهرام اصرار کرد بخوابم و اون مراقب آنیتا هست من خوابیدم اما شهرام تا 5 صبح در حال پاشویه آنیتا بود پروفن و شیاف هم دیگه جواب نمیداد ساعت 5 دیدم داره آماده میشه ببرتت دکتر هی اصرار کرد تو نمیخواد بیای خودم میرم دلم طاقت نیاورد سخت بود برام حتی بخوام رو پاهام بایستم اما آماده شدم و رفتم دکتر آنتی بیوتیک داد و اما انگار فایده ای نداشت سه شنبه ساعت 7 دیگه رفتیم مرکز طبی کودکان بیمارستانی که هروقت از کنارش...


